حالم بهم ميخوره از آدمايي كه تمام دغدغهشون شده پودر رختشويي و تيم ملي علي دايي و البرداعي و...
خسرو گلسرخي ميگه :"ويرانگري، اساس نبرد است" اما نه ! يه پيش شرطي بايد قبلش باشه اونم عقيده است. يه زماني (نه چهارصد سال پيش) تو اين مملكت حتي بچههاي هفده هيجده سالش براي عقيده شون كابل ميخوردن، شكنجه ميشدن وايميسادن جلوي توپ و تانك...حالا اينكه اين اعتقاد رو مصدق و بازرگان درست كرده بودن يا خميني و بهشتي كاري ندارم؛ اينكه كودومشون درست ميگفتن (يا ميگن) هم به من ربطي نداره...ولي بالاخره يه چيزي بود كه ارزش مردن رو داشت...حالا چي شده كه حتي همون بچههاي هفده ساله هم پودر رختشويي رو ترجيح ميدن؟! چرا به اينجا رسيديم يا رسوندنمون...
تو مملكتي كه نقد مسئولينش برابر ميشه با كلمات انحراف، عناد و كفر عقيده يعني برو كشكتو بساب... نچ تو اين مملكت خدايي نيست يا اگرم باشه اين آزمون الهي نيست اينجا خود جهنم ئه.
از آدمايي كه انتظار خوشبختيشون رو از نيمه خرداد ميكشن بيشتر از اين انتظاري نيست...
