اصولا کسایی که وبلاگ مینویسن از این چند دسته خارج نیستند؛
دسته اول اونایی هستن که پسر همسایه بهشون شماره داده یا اینکه دختر همسایه بهش یه لبخند حواله کرده، شبش میره دهانت را میبویند میخونه و فال حافظ میگیره و کارش میرسه به طالع بینی چینی، آخر سر به این نتیجه میرسه این عشق خفته رو باید تو بلاگفا یا پرشین بلاگ بپاشه ! که نهایتا این مسیر به درختای گلابی منتهی میشه.
دسته دوم وبلاگ هاکه شباهت زیادی به دسته اول داره بیشتر جنبه ایجاد ارتباط برای بلاگر داره یعنی شخص نویسنده هدفش از درست کردن وبلاگ بیشتر ایجاد یک هویت دروغی برای خودش، به انگیزه ایجاد ارتباط – چه جنس مخالف و چه هم جنس- است. معمولا این نوع وبلاگ ها با ازدواج بلاگر ختم به خیر میشه ! (در حالت ایده آل)
دسته بعدی میشه اونای که کاملا شخصی و روزانه مینویسن تو این مدل وبلاگ ها تا مخفی ترین زوایای یه آدم رو میتونی ببینی و هر از چند گاهی بنا به موقعیت های خاص اجتماعی وبلاگ محل بروز تحلیل های شخصی نویسنده رو از اون رخداد خاص اجتماعی میشه.
در دسته چهارم از وبلاگ ها، بلاگر از همه جا مونده میشه و میره سراغ نوشتن اندیشه های شخصی خودش از تمام اتفاقات اطرافش. در اجتماع سیاست زده ایران (به عنوان مثال تبدیل ستارگان پارسی به مردان خلیج فارس و بعد صلح برای همه در سایه معنویت و عدالت و احتمالا در انتها تبدیل میشه صلح در سایه معنویت و انرژی هسته ایی!) به دلیل سانسور خبری و آزادی بیش از حد اندیشه (مثال بارز : مانا نیستانی) اینگونه بلاگر ها سر خوردگی های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتی شخصی خودشون رو در وبلاگشون ارائه میدن و وبلاگ میشه تنها سنگر این افراد برای ارائه،حفظ و دفاع از عقاید شخصی. نکته جالب در مورد این نوع وبلاگ ها اینه که وقتی "افکار شخصی" بلاگر حاوی انتقادی از عملکرد دولت حاکم باشه تحت عناوین "مخالف"، "بر هم زننده نظم عمومی"، "تشویش اذهان عمومی" و ... اندفعه نه عمر وبلاگ بلکه عمر بلاگر به پایان میرسه و نهایتا این سنگر مجازی هم به ورطه فراموشی سپرده میشه.
در نهایت میشه گفت :
تو همه این گروه ها حلقه های وبلاگی شکل میگیره، حلقه های بزرگ و کوچیکی که نهایتا به خاطر تعریف دایره- خم بسته - هیچ وقت به بیرون درز پیدا نمیکنه !!
ته دیگ: جوابشو پیدا کردم، سلام پادشاه ریش دار.
