از اون بیلبورداست که وقتی تو خیابون میبینم دلم میخواد نکبت جماع با گوینده و نویسنده و طراح و حتی نصابشو به خودم هموار کنم ولی اینو نبینم !
یه بچه تو بغلشه یکی رو داره کشون کشون دنبال خودش میکشه تازه باید مواظب باشه که چادرش لای در اتوبوس گیر نکنه ! این کجاش مصونیت ؟!
یه هفته گشتم دنباله فلسفه پوشش تو اسلام نتیجه اش این شد ...
اگه این پیش فرض ها رو قبول کنیم :
- قران کتابی است کامل
- هیچگونه تحریفی در اون انجام نشده
- خدا احتیاج ندارد چیزی به کتابش اضافه شود.و اگر او میخواست میتوانست به ما صدها، هزاران یا میلیون ها کتاب در کنار قرآن بدهد.
- خدا کسانی را که چیزهای را حرام میکنند که خدا حرام نکرده است تجاوزکار، دروغگو و بت پرست مینامد. بت پرستی تنها گناهی است که خدا نمی بخشد اگر تا لحظه مرگ ادامه داشته باشد.(جان من یه بار دیگه اینو بخون)
- خدا از مومنان حقیقی میخواهد که در مورد هر اطاعاتی که آنها می بینند یا می شنوند و یا می خوانند تحقیق کنند.
حالا اگه این پیش فرض ها رو قبول داشته باشیم در کل قرآن برای حجاب سه اصل اومده ...
اصل اول : بهترین پوشاک
"اى فرزندان آدم، ما براى شما لباس هايى فراهم كرده ايم كه بدن هايتان را بپوشانيد و نيز مايهٔ تجمل شماست. اما بهترين لباس، لباس پرهيزكارى است. اينها برخى از نشانههاى خداست، باشد كه توجه كنند"
اصل دوم : سینه های خود را بپوشانید
"و به زنان باايمان بگو که نگاه خود را مهار کنند و نجابت خود را حفظ نمايند و هيچ قسمتی از اندام خود را آشكار نكنند، مگر آنچه لازم است. بايد سينههای خود را بپوشانند و اصول لباس پوشيدن را در حضور ديگران رعايت كنند. "
اصل سوم: بلندتر کردن لباسها
"ای پيامبر، به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان بگو كه لباس های خود را بلند كنند. بدين ترتيب، آنها (به عنوان زنان پرهيزکار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفوكننده و مهربان ترين مهربانان."
اصل اول از این سه قانون در حقیقت پی اصلی حجابه اصل دوم جزئیات و اصل سوم رو میشه به عبارتی نور علی النور دونست یه جور فاکتور ایمنی ئه.
با توجه به این سه اصل میشه گفت حجاب نه مصونیت نه محدودیت ! بلکه حجاب در واقع " محجوبیت ".
محجوبیت در جوامع مختلف متفاوت است و خدا به همین دلیل تصمیم گیری در مورد آنرا واگذار به خویشتن هر کس میکند. محجوب بودن یک زن در نیویورک ممکن است مورد قبول یک زن در مصر قرار نگیرد همانطور که محجوب بودن یک زن در مصر ممکن است مورد تائید یک زن در ایران قرار نگیرد.
و خدا کاملا به ادراک متفاوت ما از محجوبیت آگاه است و در انجام وظایف دینی هیچ سختی از ما نخواسته و تصمیم گیری در مورد محجوبیت رو به خود ما واگذار کرده.
کلمه حجاب در قرآن هفت بار آمده است، هیچکدام از این کلمات حجاب در قرآن معنی آنرا نمی دهد که امروزه مسلمانان سنتی به عنوان پوشاک زنان مسلمان استفاده میکنند.
خدا می داند که نسلهای بعد از محمد از کلمه حجاب سوء استفاده می کنند و قوانینی در مورد طرز لباس پوشیدن درست می کنند که مورد تائید خدا نیست. حجابی که در قرآن آمده هیچ ارتباطی با قوانین حجابی که مسلمانان سنتی درست کرده اند ندارد، و این حجاب به رسوم هر گروهی مربوط میشود، نه اسلام.
مخلوط کردن قوانین خدا با رسومی که انسانها درست کردند یک نوع بت پرستی است، زیرا کسانی که از این قوانین پیروی مکنند منبعی کنار کلام خدا می گذارند در حالیکه مدعی هستند از طرف خداست. وقتی که رسوم به احکام خدا ارجحیت پیدا کنند نشانه آن است که دین حقیقی ما در مقام دوم قرار گرفته است. و به این ترتیب ما خدا در مرتبه دوم قرار داده ایم نه اول.
پیروی کردن از دستور هر کسی جز خدا بت پرستی میشود. کسانی که حجاب دارند به دلیل اینکه فکر می کنند که دستور خداست مرتکب بت پرستی شده اند (یه دلیل این که حجاب یک منظر شخصی است) از آنجاییکه خدا این را دستور نداده بلکه این دستور رهبران دینی است. این زنان برای خود یک خدای دیگری پیدا کرده اند که به آنها دستور داده است که باید سرهای خود را بپوشانند تا مسلمان قبول شوند، به عوض خدای یکتا که قرآن را کامل بدون نقص و با جزئیات نازل کرده است.
کسانی که به خدا ایمان دارند و قبول دارند که کتابش کامل بدون نقص و با جزئیات است طبق قول خدا همه چیز برایشان راحت خواهد بود، درحالیکه کسانی که به خدا ایمان ندارند و در جستجوی منبعی در کنار قرآن هستند سختی در این دنیا و در آخرت خواهند داشت.