این مملکت مملکتی بس فرهنگی است و مسئولین عزیز فرهنگی کشور هر چه بیشتر در پی این هستند که هی این فرهنگ رو به ما داخل کنند،حتی شده به زور سمبه ! یکی از این زور چپونیا فیلم جات ...یه دیدی بهش بندازیم
سینمای عشقاتیک بر وزن ...
مواد لازم :
محمد رضا گلزار و امین حیایی و هر چی بچه خوشگل هست چندین پیمانه
لعیا زنگنه ، مهناز افشار، چکامه چمن ماه ...هر چی بیشتر گیشه زیبا جادار مطمئن تر !
در اینگونه فیلم ها اگه بخوای خلاصه شون کنی مجموعا در پونزده دقیقه میشه تموم بشن برای پر کردن بقیه فیلم یه نفر هر از چند گاهی گیتار میدن دستش میگن تو بزن تا این نود دقیقه پر شه یا یه خورده عشوه شتری لاش میزنن که خوش طعم تر شه
خورندگان این خوراک : قشر محترم سربازان وظیفه، مهاجرین افغان، این عشقی های هفته اولی دست در دست هم با ناله ی برگای خزونی که زیر پاهاشون له و لورده میشن ...این عزیرا برای این به سینما میرن که فیلم نبینن عشق است چیپس و پفک و تاریکی !
سینمای ضعیفه جاتی (فمنیستی)
آشپز داره خفنناک پورانی بس نورانی !
در این گونه فیلم ها دو هزار تا زن می افتن به هم دیگه اعم از کارگردان،فیلم بردار،صدا بردار ،تهیه کننده بتی جون (تو کار گریم این بتی جون !)بقال،قصاب و ...
زن در این فیلمها نماد قشر زجر کشیده،بدبخت، حقوقش همین جوری زرت و زرت پایمال میشه و خلاصه قشر "الهی من بمیرم براش" است و مردها در این فیلم ها البت اگه حضوری داشته باشن نماد انسانهای دیکتاتور خنگ یعنی شعور در حد زئوپلانگتون های دریای کاراییب و خلاصه "الهی سقط شی ایکبیری" است و کلا قشر گوز در این فیلمها میشه مرد!
این گونه فیلمها بیشتر برای این ساخته میشه که دیدار ها تازه بشه !
سینمای اکشن جات بقیه فیلم
آش کار آقای فرهنگ یا اسپیلبرگ ورژن ایرانیش، مواد لازم در این فیلم ها همون مواد لازم در غذای عشقاتیکه فقط به عنوان نمک و فلفل میشه دو سه تا تیکه سیاسی و چند زن خیابونی و هر از چند گاهی نوایه بریتنی با فریدون فروغی به هر بدبختی که شده توش گنجوند و این فیلمها بیشتر برای این ساخته میشه که یه عده آدم دور هم جمع میشن و بیشتر جنبه اشتغال زایی داره تا فرهنگی !
سینمای عرفانی فکورانه اسکارانه یا معنا گرا
پیش فرض اصلی در این فیلمها بی معنی بودن بقیه فیلمهاست
آقای مجیدی تبحر داره در این گونه غذاها، غذا برات درست میکنه هلو
تو این فیلم ها، هم این جوری نور از در و پنجره میزنه میرون ...همه نابینایی دارن و هیچکی هیچکی رو دوست نداره مورچه میاد برات پاتیناژ میره که دیگه عرفانش خیلی بزنه بالا
و تو آخر سر نمیفهمی که آیا این مورچه با اون مورچه که داشته پاتیناژ میرفته به هم محرم بودن یا نه ؟!
و همین جوری تو کف میمونی !
به به،به این فرهنگ !!