تبليغاتX
آشغال
موضوع انشاء : میخواهید در آینده چه کاره شوید ؟ 

در سنین دبستان بدون استثناء همه طالب دکتر، مهندس، خلبان، پروفوسور، فضا نورد ، جدیدا هم فوتبالیست شدن هستن !

در دوره راهنمایی : این ماجرا همچنان ادامه دارد ولی پروفوسور و فضا نورد از این مجموعه حذف شده.

در دوره دبیرستان : حالا ببینیم کنکور چی قبول میشیم ! هر چی شد، شد بی خیال،فقط خودمون رو بچپونیم تو دانشگاه.

در دوره دانشگاه مخصوصاَ دو سال آخر : والا بهترین کار اینه که بزنیم به کار آزاد از اون موقع تا حالا هم وقت تلف کردیم هی با این کتابا ور رفتیم.

و این سیکل همچنان ادامه دارد...

یه نکته شدیدا میخ : چرا هیچ کس نمیخواد تو این مملکت رئیس جمهور بشه ! چرا هیچکی اصلا به فکرش حتی اجازه نمیده که بگه میخوام رهبر بشم !!

تهش : شبیه فرانچی شدم !

ته ترش : خیلی جدی نگیرید زر مفت زدم !

 

نوشته شده توسط یه آشغال در ساعت 0:11 AM
| لینک ثابت | |    
در زندگی خوشیهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می خورد ! 

ما (من و خودم ) به یه نتیجه کاملا منطقی رسیدیم که زندگی خیلی زیباست، و آدمهایی زندگی را زیبا نمیدانند خر هستند چون که خیلی چیزهای خوبی در زندگی هست بفرما اینم چند تاش  :

 

میشه رفت تو خیابون به دعوای دو تا رانند ه تاکسی سر یه مسافر نیگاه کرد، که چه جوری خار مادر هم دیگه رو سر سیخ کردن و دارن تفت میدن !

اوه تازه میشه رفت مترو از بوی عرق و فشار لذت برد !

میشه با قر کمر جنیفر ارگاسم شد !

میشه رفت مستراح و با تمام وجود یه کنسرت حسابی راه انداخت، اونم کنسرت های بودار !

میشه رفت حموم و با آرامش تمام  لباس ها رو  دراورد لخت،لخت رفت زیر دوش و یهو شیر آب سرد رو تا آخر باز کرد و با مور مرو شدن تن زیر آب یخ حال کرد !

میشه به بچه سیزده چهارده ساله ایی که هنوز شاهنامه رو نشناخته ولی هری پاتر براش از نون شب واجب تره خندید...

میشه به خزعبلات مریم حیدر زاده گفت شعر ! (ای نیما روحت شاد )

میشه نوار رو انداخت تو ضبط و دیس دیسو عشق است  

"آرش بی تو سردمه ،آرش بی تو گرممه،آرش تو چه قدر ولرمی"

"تو خودت قند و نباتی هوبیی مترویی یا حتی چیچکی !"

میشه از شب تا صبح نشست پای دو ایکس لارژ “XXL”  صبح دوباره شروع کنی به لاس زدن با خدا.

میشه به دارا و سارای “Made In China” خندید.

میشه به طرح خود کفایی در راستای تولید همه چی، یا ایرانی ،ایرانی مصرف کن به تولید انبوه

کاند.. دارا و نوار...سارا خندید !

 

چه قدر کارای خوب هست که میشه کرد نه واقعا این رندگی با این همه کار خوب خشگل نیست !

 

و آه ای استاد شجریان امشب چه آتشی در جان ما انداختی اگر شرم از این چشم بزرگ مانیتور نبود دو سه قطره ایی اشک حواله زندگی میکردم :

فلک کی بشنو آه و فغونم

به هر گردش زنه آتش به جونم

یک عمری بگذرونم با غم و درد

به کام دل نگرده آسمونم ...

نوشته شده توسط یه آشغال در ساعت 0:13 AM
| لینک ثابت | |    
جواد نامه  

دیروز یعنی، دقیقا همین روز گذشته طی یک عملیات کاملا انتحاری و در حالیکه خریت خونم زده بود بالا طی یک اقدام متحیر العقول یک عدد اسکن سبز با خمینیه فابریک رو دادم به یه آدم زرد و یک عدد سی دی خلاف  (نه از اون خلافا !) موسیقی از اون نوع ها که خیلی فشارشون دادن (MP3  ) و در عرف مملکت کاملا حرام و غنایی است خریداری کردم ...اونم چی؟! واویلا ! سلطان جواد بازی  ایول

داش عباس قادری ... (صدای سوت و کف جمعیت...و عباس آقا احساساتی میشود!)

 

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت  (دیری دی دین )

برگشتنی یه دختری خوشگل و با محبت  (باسه من تحریر هم میده مرتیکه !)

هم سفر ما شده بود همراهمون میومد (صدای جیغ ویلون  کافه بد جور به هم ریخته ملت زدن تو عرق سگی ....یکی از ته داد میزنه خب عباس جون بعدش)

به دست و پام افتاده بود این دل بی مروت (عباس آقا کت میچرخونه...)

 

خب دیگه خودتون جمع جور کنین تا برسیم به اصل مطلب حالا چون شدیداً جو بنده رو اخذ کرده میخوام یه تریپ جوادی جور کنم 

اول باید پایین تنه رو راست و ریدیف کنیم یه دونه شلوار جین اونم چی ؟! خمره ای، آبی سیر ... یه دونه کفش ورنی با روکوب پوست مار و در انتها یه دونه کمر بند که سگکش اندازه در قابلمه باشه اون چی باشه ؟ایول کله اسکلت !

بالا تنه هم که کارش یه پیرهن کمر کرستی مشکی با راه راه سیفیده ! دکمه ها، دو تای اول باز  و احتیاط واجب اینه که تا ناف هر چی دکمه است وا باشه ...یه دونه گردبند طلا بیست و هفت ،هشت عیاری که  ناجور تو چشم بزنه ! مدل مو هم که دیگه مشخص یه دونه طاق نصرت با یکی دو تا دونه مو رو پیشونی که خیلی تیریپش دختر کش بشه!!

 و حالا یه دونه اوتول جیگر اون چی چیه؟ وای وای...پیکان جوانان، چه رنگی ؟ قرمز گوجه ایی ...تو دوزی زرشکی، کنسول چوبی، با یه دونه از این سگا که گردنشون لق میزنه برای عقب ...

 

(از اینجا به بعد برای تلفظ "ج" نوک زبون رو بچسبونید به ردیف دندون های پایین و جیم اینجوری تلفظ بشه ..جیم مثه جیم جمالت عقش است)

 

حالا دیگه وقتش بریم سراغ منیژ ! اول دو تا بوق (عر...عر...!!) بعد یه دونه سنگ به شیشه ...منیژ جون تشریف اوردن ...حالا دیگه جاده و اسب مهیا است ...

جاده چالوس، زید بغل،یه دست بیرون یه دست به فرمون، سیگار گوشه لب، نوار می اندازی توش،

جاده های شمال محاله یادم بره

اون همه شور و حال محاله یادم بره ...

 

- یه چشمک به منیژ

- عشوه شتری منیج خانوم، اوا آقا جواد ........منیژ جیگرتو !

- اوا جواد جون !

- منیج میخامت 2000 تا !

 

                                               و صدای بوق کامیون ها ...

                                                  عــــــر...عــــــــــر ...!

نوشته شده توسط یه آشغال در ساعت 0:11 AM
| لینک ثابت | |